جرم انگاری در برخورد با وکیل دادگستری

الهام نجفی - وکیل دادگستری

چندی پیش ،جهت  پی گیری پرونده ای در یکی از مجتمع های قضایی تهران ، به شعبه مربوطه مراجعه کرده و با ارائه شماره پرونده، تقاضای مطالعه پرونده را جهت رویت اخرین اوراق پرونده واقدام مقتضی ، از دفتر شعبه  نمودم .اعلام شد که ضرورت دارد ، تقاضای مطالعه پرونده را کتبا نوشته واز دفتر شعبه در این خصوص، دستور اخذ نمایم .با توجه به اینکه رویه محاکمی که تا کنون به انها مراجعه می نمودم ،همواره چنین بوده که در خواست کتبی جهت مطالعه پرونده تنها در هنگام اعلام وکالت ضرورت داشته ودر باقی موارد چنانچه وکیلی که در پرونده وکالت دارد  صرفا جهت پیگیری خواستار  مطالعه اخرین اوراق  پرونده باشد  بدون نیاز  به  تقاضای کتبی پرونده در اختیار وی گذاشته میشد، علت را جویا شدم.پاسخ شنیدم ،که چون مشاهده شده  وکلای دادگستری ،به بهانه مطالعه پرونده اوراقی را از پرونده خارج نموده اند ، ارائه تقاضای کتبی ،ضرورت دارد .شگفت زده شدم و گفتم در مدت وکالتم ،  در میان  همکاران و دوستانم نشنیدم وکیلی مر تکب چنین عملی شده باشد  ، ضمن  اینکه متوجه نشدم ارائه تقاضای کتبی در این خصوص،چگونه می تواند تضمینی برای جلوگیری از مفقود شدن اوراق پرونده باشد.با این وجود تقاضای کتبی خود را نوشته وتقدیم ریاست شعبه نمودم .با رویت تقاضا، رییس شعبه با لحن محترمانه ای اعلام کرد که چون در پرونده وکالت دارید، نیازی به اخذ دستور مطالعه نیست و وقتی تذکر دفتر شعبه را در این خصوص یاداور شدم ،مکثی کرد وگفت متا سفانه چنین مواردی مشاهده شده ولذا دفاتر  اخذ دستور را در خصوص مطالعه پرونده رویه خود قرار داده اند .پس از اخذ دستور پرونده جهت مطالعه در اختیارم گذاشته شد. هنگام مطالعه پرونده، متوجه شدم پرونده ای که ماه ها از تشکیل ان می گذرد برگ شماری نشده است .این نکته را به مدیر دفتر شعبه یاد اور شدم. پیدا بود که این تذکر به مذاقشان خوش نیامد .روی در هم کشیدند ودستوری هم به همکاران خود در این خصوص حداقل تا زمانی که در دفتر شعبه بودم ندادند .پرونده را مطالعه کرده و از شعبه خارج شدم .قطعا نوشتن یک تقاضا، در یکی دو سطر، جهت مطالعه پرونده ،برای وکیل دادگستری کار طاقت فرسایی نیست: لیکن پرسش اینجاست که  چرا   شاغلین دستگاه قضایی، تنها در برخورد با وکلای دادگستری حساسیت ها و وظایف شغلی خود را به یاد می اورند ودر باقی موارد انجام امور دفتری را به مسامحه بر گزار می کنند .و اساسا این نوع برخورد جرم انگارانه با وکلای دادگستری چه  معنا ومفهومی دارد؟اگر چنانچه انطور  که اعلام شد مواردی بوده که وکلای دادگستری   مرتکب چنین اعمالی شدند قطعا ان موارد ،موارد نادر و استثنایی بوده و قابل تعمیم به عموم وکلا نیست دادسراها و دادگاههای انتظامی در کانون وکلا هم برای رسیدگی به چنین تخلفاتی پیش بینی شده اند وضمانت اجراهای  قوی هم در مورد چنین اعمالی لحاظ شده که در صورت احراز امر در دادگاه انتظامی کانون وکلا ، می تواندشدیدترین مجازات انتظامی ،یعنی ابطال پروانه وکالت را نیز به دنبال داشته باشد.اصل صحت به ما حکم می کند  ،فرض را بر این بگیریم  فردی که  جهت مطالعه پرونده به شعبه مراجعه می کند قصد واقعی  مطالعه و پی گیری پرونده را دارد خصوصا اگر این فرد ،وکیل دادگستری باشد. در برخورد با ارباب رجوع عادی نیز ،هیچ مقام قضایی و اداری حق ندارد اصل را بر مجرمیت بگذارد و رفتاری مبتنی بر ان در پیش گیرد چه رسد به وکلای دادگستری که  رعایت شان انها از وظایف  شاغلین دستگاه قضاست .تفاوت وکیل دادگستری با ارباب رجوع عادی نیز، علاوه بر  برتری تخصص علمی و فنی  وکیل دادگستری ،  در این است که وی در لحظه اخذ پروانه وکالت خود به خداوند قادر متعال سوگند یاد می کند که شئون وکالت را رعایت نموده وشرافت خود را وثیقه سوگندش قرار می دهد.چنین فردی باید لزوما معتمد ترین فرد در دستگاه قضایی باشد وصرف وجود  چند وکیل متخلف، نباید سبب شود سبک وسیاق رفتار با وکلای دادگستری  در هر مراجعه ای به مثابه برخورد با مجرمان وخاطیان باشد و  شان وکیل دادگستری وسوگندی که  در لحظه اخذ پروانه وکالت خود یاد نموده است نادیده انگاشته شود. خصوصا اینکه نظارت بر جریان مطالعه پرونده ونیز برگ شماری اوراق پرونده ،از وظایف دفتر شعبه است ودر هر صورت ،چنانچه اوراقی از پرونده مفقود شود: به قطع ویقین دفتر شعبه به وظایف خود انطور که باید وشاید عمل ننموده است .

از طرفی ممکن است روند رسیدگی به پرونده ای در دادگستری، سالها به طول انجامد و در طول مدتی که پرونده در جریان است ،چنانچه مراجعات مکرر به پرونده هر بار نیازمند اخذ دستور مطالعه باشد ودر غیاب دادرس پرونده ،به هر دلیلی این امکان فراهم نشود وقت وهزینه ای که جهت مراجعه به شعبه صرف شده فوت خواهد شد و این بوروکراسی اداری بی جهت به قطور شدن پرونده منتهی خواهد شد که  نگهداری ان را برای د فتر شعبه و مطالعه ان را برای قاضی رسیدگی کننده واصحاب دعوی مشکل تر خواهد کرد و هیچ فایده عملی بر ان مترتب نخواهد بود .ضمن اینکه اگر وکیل دادگستری با اخذ دستور موفق به مطالعه پرونده شده باشد و  در زمانی پس از ان به هر دلیلی، اوراقی از پرونده  مفقود شود با چه دلیل ومدرکی می توان مسئولیت مفقود شدن اوراق  پرونده را به دوش وکیل دادگستری انداخت؟مورد ی که بدان اشاره شد: متاسفانه  نمونه ای از موارد بی شمار جرم انگاری در برخورد با وکلای دادگستری است  و مواردی از این دست فراوان است در مجتمع های قضایی به هنگام تفتیش بدنی وکلا و بازرسی کیف دستی انها ،که چندی است رویه رایج شده است نحوه تفتیش وبازرسی بنا به تجربه همکاران گاه به گونه ای است که توهین امیز بوده و در برخورد با وکیل دادگستری در مقایسه با ارباب رجوع عادی گاه با شدت وحدت بیشتری نیز اجرا می شود.و اعتراض وکلا هم به جایی نمی رسد. گویی اصل بر این است که وکیل دادگستری به قطع ویقین ریگی به کفشش دارد :مگر اینکه خلافش ثابت شود.هر وکیل دادگستری در هر مراجعه ای که به مراجع قضایی  دارد با بیشمار از این برخوردها مواجه می شود که بدون شک در دراز مدت دلسردی وکسالت در انجام وظیفه را برایش به دنبال دارد .این در حالی است که کانون وکلا همواره به اعضای خود گوشزد می کند که برخوردی محترمانه با شاغلین دستگاه قضا داشته باشند و تعامل سازنده با قوه قضاییه را سرلوحه کار خود قرار دهند این نکته در متن سوگندنامه وکالت نیز امده است لیکن حقیقت این است تا زمانی که این احترام از ناحیه دستگاه قضا وشاغلین ان پاسخی در خور نداشته باشد تعامل میان قوه قضاییه و وکلا نیز عاقبت به خیر نخواهد شد وکلای دادگستری به دشواری حرفه شان واقفند و سنگینی بار مشکلات را بخاطر مردم ودر جهت نیل به هدف نهایی احقاق حق تاب می اورند  به این امید که روزی دستگاه قضایی بپذیرد که انان به واقع دلسوزان قوه قضاییه اند و هدفی جز احقاق حقوق موکلینشان  ندارند. انها به قصد ضربه زدن به قوه قضاییه پای در محاکم نمی گذارند بلکه می خواهند یار و یاور دستگاه قضایی باشند و گوشه ای از بار سنگین دادرسی را به دوش بکشند. اعتبار دستگاه قضا اعتبار انهاست و در جهت حفظ ان می کوشند منافع انها در ثضاد با منافع دستگاه قضا نیست بلکه در راستای ان است  . سال هاست که کانون وکلا وعموم وکلای دادگستری با رفتار و کردار خود در القای این معانی می کوشند لیکن تنها خدا می داند که این تلاش چه زمانی و به چه کیفیتی به منصه ظهور می رسد .