طنز دانشجویی !

رییس دانشگاه


1.مردی فرهیخته و خوشتیپ


2.به دلیل اینکه در طی این چهار پنج سال یک بار هم ایشونو نتونستم ببینم،هیچ ذهنیتی ندارم.


یک وعده غذای سلف


1.بیفستراناگوف با سس کچاپ با نوشیدنی خنک


2.چلو لاستیک به همراه افزودنی های غیر مجاز


کارت دانشجویی


1.کارت شناسایی و هویت دانشجو


2.تنها استفاده از این کارت گرفتن فیلم از ویدئو کلوب است


خوابگاه


1.محل استراحت و سرشار از شادی و نشاط


2.مکانی برای همزیستی مسالمت آمیز با سوسک و موش


کوئیز


1.امتحان ناگهانی استاد از دانشجو


2.لاف بزرگی که هرگز به تحقق نمی پیوندد


شب امتحان


1.شبی برای دوره کردن درسی که در طول ترم خوانده شده است


2.شبی که تا صبح باید مثل ... درس خوند


جزوه خوش خط دخترها


1.بمیرم از هیچ دختری جزوه نمیگیرم،من عادت دارم فقط جزوه خودمو بخونم


2.طلای کاغدی


تقلب


1.یک روش غیر اصولی و ناجوانمردانه برای نتیجه گرفتن در امتحان


2.تنها روش اصولی و مبتنی بر عقل برای نتیجه گرفتن در امتحان


مشروط شدن


1.عمرا،من تو دبیرستان معدل کمتر از 18 نداشتم


2.نمک تحصیل در دانشگاه


وام دانشجویی


1.کمک هزینه برای دانشجو


2.مثل مهریه میمونه کی داده کی گرفته


ازدواج دانشجویی


1.حرفش رو نزن من قصد ادامه تحصیل ذارم


2.کو؟کجاس؟کسی رو سراغ داری برام؟؟


حراست


1.ارگانی برای حفاظت از دانشجو از گزند خطرات


2.ارگانی برای حفاطت از دانشگاه از گزند دانشجویان


دانشجو


1.فردی که به دنبال علم آموزی و تولید علم است


2.ها ایی دانشجو که وگفتی ینی چه؟؟؟!!!!

خوابگاه دانشجویی پسرانَ!!!

ساعت ۲ نصف شب یک اتاق

زندگی خوابگاهی به روایت تصویر

ساعت ۳ نصف شب کل خوابگاه منهای سرپرست

زندگی خوابگاهی به روایت تصویر

ساعت ۴ صبح هنگام خواب

زندگی خوابگاهی به روایت تصویر

وضعیت تحصیل در خوابگاه

زندگی خوابگاهی به روایت تصویر

زندگی خوابگاهی به روایت تصویر

زندگی خوابگاهی به روایت تصویر

اولین روزهای خوابگاه

زندگی خوابگاهی به روایت تصویر

گفت و گوی صمیمانه برسرآماده کردن صبحانه بعد از گذست چند روز

زندگی خوابگاهی به روایت تصویر

پایان گفت و گو

زندگی خوابگاهی به روایت تصویر

امکانات غذایی در خوابگاه

زندگی خوابگاهی به روایت تصویر

طریقه ظرف شستن در خوابگاه

زندگی خوابگاهی به روایت تصویر

اواخر ترم وضعیت ۷۰درصد دانشجویان

زندگی خوابگاهی به روایت تصویر

و این هم آخر عاقبتش!!

زندگی خوابگاهی به روایت تصویر


ایا واقعا حقوق زنان پایمال شده است؟!


روزهای جمعه که مدرسه ها تعطیل بود : 

پسرها برای خرید نان مجبور به بیگاری در صف نان بودند 

دخترها کنار عروسک هایشان لالا میکردند 


هنگامی که کارنامه ها را به دست والدین محترم میدادند : 

پسرها شدیداً بخاطر نمرات پایین سرکوفت می خوردند و البته گاهی هم ممنوع شدن از مشاهده کارتون 

دخترها هیچی نمیشدند . چون قرار بود در آینده ازدواج کنند و نان آور خانه هم نخواهند بود 


هنگامی که پدر خانواده شب به منزل می آمد :

پسرها فرار میکردند و یه گوشه ای میخزیدند تا چغولی های مادر ، کار دستشان ندهد 

دخترها به بغل پدر میپریدند و چپ و راست قربون صدقه میشنویدند 


روز اول مهر ماه که مدرسه ها باز میشد :

پسرهای عزیز کله هایشان را با نمره ۴ میزدند و مزین به لغت نامانوس کچل میشدند 

دخترها فقط به پسرها میگفتند : چطوری کچل ؟ 


در ۱۸ سالگی : 

پسرها تمام اضطراب و دلهره شان این است که دانشگاه قبول شوند و سربازی نروند و ۲ سال از زندگیشان هدر نرود 

دخترها ورودشان به پادگان طبق قانون ممنوع است . 


در دانشگاه : پرها همان روز اول عاشق میشوند و گند میزنند به امتحان ترم اولشان و مشروط میشوند 

دخترها فقط در بوفه مینشینند و به پسرهایی که زیر چشمی به آنها نگاه میکنند افاده میفروشند 


در هنگام نمره گرفتن : پسرها خودشان را جر میدهند تا ۹٫۵ آنها ۱۰ شود و باز هم استاد قبول نکرده و در آخر می افتند 

دخترها فقط پیش استاد میروند و یک لبخند میزنند و نمره ۴٫۵ آنها به ۱۷ تبدیل میشود. 


در کافی شاپ : پسرها حساب میکنند. 

دخترها میگویند : مرسی! 


هنگام خواستگاری : پسرها باید خانه ، ماشین ، شغل مناسب ، مدرک دهن پر کن ، قد رشید ، هیکل خوش فرم ، خوشتیپ و هزارتا کوفت و زهر مار داشته باشند و پشت سر هم از موفقیت ها و اخلاق خوب و …. برای عروس خانم بگن و احتمالا انگشتری برای نشون کردن در دست سرکار علیه عروس خانم بکنند 

دخترها فقط کافی است بنشینند و لام تا کام حرف نزنند 


هنگام ازدواج : پسرها باید شیربها ، مهریه ، خرید عروسی ، جواهرات گوناگون ، جشن و سالن و … را از سر قبر پدرشون تهیه کنند 

دخترها فقط باید جهیزیه بدهند که احتمالا به دلیل شروع خرید جهزیه از اوان کودکی همش بنجل شده و آقای داماد باید با تحمل هزارتا منت آنها را قبول کرده ، دور ریخته و یه سری جدید بخرد 


هنگام زندگی عشقولانه دو نفره:پسرها باید بگویند : چشم ، و البته اگر هم نگویند دو قطره اشک کنار چشمان مژگان خانم ها آنها را وادار به چشم گفتن میکند 

دخترها هم باید دستور بدهند و دیگر هیچ. 


کار کردن : پسرها مثل سگ پا سوخته باید از صبح خروس خوان تا آخر شب کار کنند و همش تو فکر غرولند مدیر و قسط عقب افتاده بانک و قبض برق و آب باشند و در آخر نعششان را با بدبختی به خانه برسانند دختر ها فقط کافی است که کلید ماشین لباس شویی ، کلید ماشین ظرفشویی و کلید مایکرو فر را فشار دهند و در حالیکه ناخن هایشان را مانی کور میکنند با مادرشان در مورد رنگ موی دختر خاله جاری عمه خانم فرخ زمان خانم بحث و تحلیل علمی داشته باشند …

برگرفته از سایت انجمن حمایت از حقوق مردان!

مهریه های عجیب و غریب در کشور ایران

عجیب ‌و غریب ترین مهریه‌ ها در ایران !

ادامه نوشته

طنز حقوق




 ترمینولوزی طنز حقوقی

ادامه نوشته

قوانین عجیب در کشور های مختلف




قوانین عجیب در دنیا

ادامه نوشته