از قدرت وکالت ، تا وکالت قدرت
صل خبر: رئیس مرکز مشاوران حقوقی قوه قضاییه با اشاره به اینکه ، گفت: استقلال وکیل، جدای از استقلال کانون وکلاست.
موضوع از چه قرار است؟ اظهارات اخیر حجازی نشان میدهد که هیچکدام از استدلالات و توضیح واضحات -گذشته و حال- وکلا و مقامات کانون، به گوش تریبون مطلق حاکمیت نرسیده و لذا نباید از یک کوچه باریک یکطرفه، رفت و آمدی را به مصداق بزرگراه چند بانده، توقع داشت! هر چند این بار موضوع بر مدار سخن حکیمانه آن ظریفی قرار گرفته که سرمایه انسان را حرفهایی میدانست که برای دارد، لیکن وکیلالرعایا باز هم ترجیح میدهد، از این صرف نظر کرده و با تحلیل حرف بزند.
تحلیل موضوع: اولاً، اعمال قانونگذاری اصولاً در زمره اعمال حاکمیت است و نه تصدی؛ بنابراین صرف تنظیم قانون وکالت توسط حاکمیت، به معنای عدم استقلال این نهاد مدنی نیست. ثانیاً، اگر قرار باشد استقلال وکیل را جدا از استقلال کانون بدانیم و ارتباطی هم ناخودآگاه میان نوع نگرش دستگاه قضایی به این موضوع و نسبت آن با استقلال قاضی و استقلال قوه قضاییه برقرار نکنیم، در آن صورت، چه ضرورتی است که اساساً وکیل را مستقل بدانیم و یا شعار دادرسی عادلانه را تکرار کنیم؟! با این طرز تلقی، آیا بهتر نیست رئیس کانون وکلا توسط قوه قضاییه انتصاب و لوایح دفاعیه وکلا نیز توسط قضات گزینش شود؟! کاش تا این مزاح و طعنهها وارد قانون نشده، نگذاریم کارمان به جایی برسد که کار آن مادر رسیده؛ مادر واقعی بچهای که وقتی نتیجه اختلافش با دایه بچه، به حکم نصف کردن بچه منجر شده، به دروغ گفت: !
تکمله: شاید در مقطع کنونی، به ناچار تنها راه برونرفت از این مشکل مصنوعی را، همان پیشنویسی بدانیم که میگفت، کسانی که در زمان قانونی از مرکز مجوز کار گرفتهاند، به نوعی و تحت شرایطی عضو کانون تلقی شوند و…؛ البته با این امید که در نهایت، به نتیجه آن دوستی نرسیم که دو نخ سیگار بر لب داشت و وقتی از او علتش را جویا شدند، گفت: ! بعد از مدتی فقط یک سیگار بر لب گرفت. پرسیدند چه شده؛ دوستت از زندان آزاد شد؟
ای که با نامت جهان اغاز شد " دفتر ما هم به نامت باز شد